تکنیک‌ های نوشتن متن تبلیغاتی و بازاریابی مستقیم

وقتی برای تبلیغات و بازاریابی مستقیم می‌نویسید، باید مخاطب خود را سخت گیر فرض کنید. باید بدانید مخاطب باهوش است و به صورت خودکار نوع رسانه و اطلاعاتی که می‌خواهد وارد زندگی خود کند را انتخاب می‌کند.

توجه داشته باشید برای مخاطبان چندان خوشایند نیست که چیزی به آن‌ها معرفی شود و البته خیلی هم پیام های تبلیغاتی را باور نمی‌کنند. مخاطبان تنها چیزی را می‌خواهند که به دنبالش باشند بنابراین در مقام نویسنده تمام آنچه باید بکنید این است که دقیقا بفهمید او به دنبال چیست.

تبلیغات و بازاریابی مستقیم چه فرقی با هم دارند؟

این دو ارتباط نزدیکی با هم دارند، اما به وضوح متفاوت هستند. تبلیغات نوعی ارتباط یک طرفه است، اما بازاریابی مستقیم هدفش برقراری یک ارتباط دو طرفه است. به لحاظ فنی تبلیغات، نوعی رابطه پرداخت شده است که کارفرما (یعنی شرکتی که پول می‌پردازد) پیام را تحت کنترل خود دارد و به این ترتیب بین مردم شناخته می‌شود. تبلیغات یعنی جلب توجه و تاثیر بر عادات مردم.

در مقابل بازاریابی مستقیم پیام خود را مستقیما برای مصرف کننده یا کسب و کار مخاطب خود می‌فرستد و هدف بازاریابی در این‌جا ایجاد یک واکنش فوری است. تبلیغات می‌خواهد آگاهی گروهی مخاطب خاص را نسبت به پیام کارفرما بالا ببرد و به همین دلیل می‌تواند در هر رسانه‌ای ظاهر شود و شکل‌های متفاوتی به خود گیرد.

تبلیغات سطح بالا اغلب به دست شرکت‌های بزرگی تولید می‌شود که کارشان فروش محصول و خدمت است و به دنبال ایجاد تقاضا هستند. بازاریاب‌ها به این دلیل به بازاریابی مستقیم می‌پردازند که علی رغم بسیاری از فعالیت‌های ترویجی، اثربخشی آن را اغلب می‌توان با دقت اندازه گیری کرد.

برای مثال پست مستقیم که در آن تعداد زیادی بسته پستی به آدرس‌های مختلف ارسال می‌شوند، رایج‌ترین نوع بازاریابی مستقیم است. موارد رایج بعدی شامل بازاریابی تلفنی و بازاریابی ایمیلی هستند به علاوه بنرهای تبلیغاتی اینترنتی.

بنابراین نوشته این نوع تبلیغات باید به گونه‌ای باشد که بتواند پیام را با اثر بخشی بالا به مخاطب منتقل کند و بیشترین میزان واکنش را از مخاطبان دریافت کند.

انواع اصلی تبلیغات

ایجاد واکنش مستقیم که کار ساده‌ای هم نیست

این نوع تبلیغات باید خواننده را متقاعد به تماس گرفتن، ایمیل زدن یا مراجعه به نزدیک‌ترین فروشگاه کند. عملکردی کوتاه مدت دارند و نوعی فوریت ایجاد می‌کنند تا مخاطبان را هشیار کرده و وادار به واکنش فوری کنند.

اغلب حاوی نوعی پیشنهاد وسوسه آمیز هستند و البته بیشتر هم به درد ترویج قیمت محور خرده فروشی‌ها می‌خورند و به جای اینکه عقل و هوش مخاطب را هدف قرار دهند روی دل و احساس آن‌ها کار می‌کنند و حاوی ضرب العجل و پیشنهادی فوق العاده هستند. جمله‌هایی مثل “بشتابید، حراج فقط تا سه شنبه ادامه دارد” یا “تا وقتی که موجودی انبار تمام نشده” نوعی فوریت به پیام‌ها القا می‌کند.

تبلیغات در جهت آگاهی از برندها

این آثار تبلیغاتی در بازه زمانی طولانی‌تر، با ایجاد قابلیت دیده شدن، بدون اینکه لزوما به دنبال واکنشی سریع باشند، تاثیر خود را می‌گذارند. باید ساده و به یاد ماندنی باشند و به اندازه کافی تاثیر گذار تا در ذهن مخاطب بمانند.

نوشتن برای متن تبلیغاتی

تکینک‌های نوشتن متن تبلیغاتی

ارائه درست پیشنهاد

چه بخواهیم، چه نخواهیم همیشه تعدادی تبلیغ هستند که از آن‌ها خوشمان می‌آید یا حتی گاهی عاشقشان هستیم. همه ما دوست داریم برای داشتن چیزهایی که فکر می‌کنیم لازم داریم به خرید برویم حال چه یک خوراکی محبوب، چه خرید ماهانه از سوپر مارکت. پس حالا که از خرید لذت می‌بریم، بدمان نمی‌آید به ما ایده بدهند، ما را به روز کنند و اطلاعاتی را در اختیارمان بگذارند که به خرید ما کمک کند.

به وقت نوشتن متن تبلیغاتی از خودتان بپرسید دقیقا برای چه کسی بنویسید، پاسخ ساده است، تنها افرادی که برایشان می‌نویسید اعضای گروه مخاطب هدف شما هستند. پس هرچه آن‌ها را بیشتر بشناسید و درک کنید شانستان برای دریافت واکنش بهتر از سمت مخاطبان، بیشتر می‌شود.

خلاقیت خود را تا بی نهایت پرواز دهید

محصول-محور

روی یک مزیت اصلی متمرکز شوید، همه چیز را ساده نگه دارید و بگذارید اندک عناصر انتخابی شما نفس بکشند. برای نمونه تبلیغات مطبوعاتی نوکیا برای مدل ۶۳۰۰ تصویری شسته و رفته از یک گوشی را به همراه این جمله‌ها نشان می‌دهد.” به سادگی زیباست” و ” زیبایی ساده است” که هرچه را باید در مورد این مدل جدید می‌گوید.

خدمت_محور

گره‌ای را که به دست این خدمت باز می‌شود مشخص کنید. درباره ارائه دهنده خدمت شفاف باشید. چگونه می‌شود به این خدمت دسترسی پیدا کرد و چرا مردم با استفاده از آن قرار است بهترین استفاده را از پول خود ببرند.

کسب و کار با کسب و کار (B2B)

مشتریان تجاری در درجه اول به نبال سودآوری‌اند. درباره کیفیت، خدمت و شیوه تحویل به آن‌ها اطمینان بدهید.رویال بانک اسکاتلند زمانی برای مخاطبان تجاری خود نوشت ” کمتر حرف بزنیم” این جمله مکمل تصویری بود که مردانی را در کت و شلوارهای رسمی در یک جلسه نشان می‌داد که مشغول حرف زدن بودند. این رویکرد حاکی از هشیاری، تمرکز و به روز بودن این بانک بود.

پیش از شروع کار باید مخاطب خود را بشناسید

در واقع شناخت مخاطبان یک نوع روانشناسی غیر حرفه‌ای است. نیازی به تحلیل‌های پیچیده بازار و جمعیت شناسی اجتماعی نیست. همه اش به شناختی که از مردم دارید برمی‌گردد، حتی شناخت شخصیت‌های فیلم‌ها، تلویزیون یا اینترنت. شما باید عصاره ویژگی‌های اصلی افراد مختلف را تهیه کنید تا بتوانید در میان گرایش‌ها و باورهای آن‌ها به یک بستر مشترک برسید.

پرسش‌های اصلی که می‌توانید از خود بپرسید عبارت‌اند از: آن‌ها چگونه‌اند؟ کجا زندگی می‌کنند؟ عاداتشان چیست؟ چه می‌خوانند؟ چه نوع فیلم‌هایی می‌بینند؟ کدام برندها را دوست دارند؟ فعالیت‌های اجتماعی آن‌ها چگونه است؟. این اطلاعات در ساخت لحن و پیام برند به شما کمک خواهند کرد.

درگیر کردن مخاطب

این روزها در بالا بردن آگاهی مخاطب هدف نباید تنها از روش‌های سنتی تبلیغات، و بازاریابی مستقیم استفاده کرد. به عنوان یک فرد خلاق باید بدانید مخاطب‌های شما چگونه از طریق شبکه های اجتماعی با یکدیگر به تعامل می‌پردازند. در بسترهایی مانند توییتر، لینکدین، اینستاگرام مردم درگیر یکدیگر هستند نه اینکه تنها به خواندن محتوا بپردازند و صفحه‌های وبسایت‌ها را بالا و پایین کنند.

باید کاری کنید که متن بازتابی از محیط آن شبکه اجتماعی باشد که کارفرمای شما عضوی از آن است. باید به خوبی از سبک و لحن گفتار و نوشتار افرادی که بر اتفاقات این محیط‌ها تاثیر می‌گذارند آگاه باشید و این ارزش‌ها را بدون اینکه از ارزش‌های برند دور شوید، بازتاب دهید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.